محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1587
مرآة البلدان ( فارسى )
در سنهء 1281 ، موافق دستخط آفتاب نقط ، نيابت وزارت عدليه مىنمود و جميع مطالب را به عرض مىرساند و جواب مىگرفت و كمال اقتدار را دراين شغل و كار داشت و در سنهء 1284 به حكومت قم سرافراز شد و درآن سفر همه قسم امتياز به او عنايت گرديد . پس از فوت اعتماد - السلطنه ، اعليحضرت اقدس همايون محض استعداد و قابليت خودش و ملاحظهء حقوق خدمات پدرش در سنهء 1285 به وزارت وظايف و اوقات برقرار و خدمات و وضع انتظامش در حضرت شهريار پسنديده آمد و بعد از چندى به ملاحظهء مصالح امور مملكتى از وزارت وظايف و اوقاف معاف شده و در سنهء 1287 به حكومت گلپايگان و خوانسار برقرار گرديد و چندى نگذشت كه از اين شغل استعفا نموده در سنهء 1289 به حكومت سمنان و دامغان مفتخر گرديده و درآن سال گرانى ، آن ولايت را چنان به رشتهء انتظام كشيد كه موجب خشنودى خاطر مهر مظاهر مبارك گرديد و در سنهء 1293 به حكومت قم و ساوه و زرندش فرمان داده و بعد از چندى احضار به دربار معدلتمدار شد و چندى نگذشت كه در ديوانخانهء عدليه جمعى از وزراى عظام مجلس محترمى تشكيل يافت و اديب الملك درآن مجلس از جانب سنى الجوانب مدير و در جميع امور ديوانخانه مشار و مشير و تمام عرايض و مطالب به توسط او به عرض همايون مىرسيد و كليهء احكام بهدست او صادر مىگرديد . پس از انقضاى آن مجلس ، حال باز در ركاب مشغول خدمات حضور آفتاب ظهور است و سمت اختصاص دارد . امتيازاتى كه دراين مدت از دولت ابدآيت به او مرحمت شده علاوه بر خلعت و تنپوشهاى بدن مبارك ، نشان مرتبهء اول سرتيپى با حمايل مخصوص آن ، نشان مرتبهء سيم سرتيپى با حمايل آن ، گل كمر مرصع ، قمهء مرصع ، ساعت قاب طلا ، نشان مدال قرن سلطنت ، خطاب عمدة الامراء العظامى . پسر وسطى عبد الحسين خان سرهنگ فوج خلخال تفصيل احوال او در جلد دويم كتاب مرآة البلدان ذكر شده است . پسر كوچكتر مرحوم اعتماد السلطنه ، محمد حسن خان صنيع الدوله است كه تفصيل احوالات او در كتاب مرآة البلدان كما هو حقه ذكر شده است » . انتهى . امير الامراء العظام مجد الدوله كه چندى قبل به يك قطعه نشان